خواننده ی گرامی، شرحی مختصر در مورد این وبلاگ:

 

وبلاگ جهان شعر متعلق به مانا آقایی و لیلا فرجامی در افشای فردی به نام شیما کلباسی ست. در بخش اول، یادداشتی از مانا آقایی و لیلا فرجامی در شرح وبلاگی جعلی به نام سرقت شعر خواهید خواند که صاحب و مدیرش شیما کلباسی بود و نیتش از تأسیس این وبلاگ تخریب اهالی قلم. شیما کلباسی پس از افشای عمل بسیار قبیح و مبتذلش نوشته ای سراسر دروغ و هجو را در مورد لیلا فرجامی منتشر کرد که در پایین پاسخ لیلا فرجامی را به حضورتان می رسانیم.

 

در بخش دوم، فرازهایی از وبلاگ شیما کلباسی را آورده ایم تا خواننده ی گرامی با ذهنیت آلوده و ناهنجار ایشان آشنا شود...قضاوت را به خواننده ی عزیز واگذار می کنیم.

 

در بخش سوم نمونه هایی از ادبیات خانم شیما کلباسی را از وبلاگ رسمی خود ایشان آورده ایم که دیگر جای شک و شبهه ای برای اعمال مکرر ایشان در نقض حقوق دیگران و تجاوز به حریم خصوصی شان باقی نماند.

 

متأسفانه شیما کلباسی سالهای متمادی ست که خود را به عنوان مدافع و فعال حقوق بشر و کنشگر اجتماعی-سیاسی معرفی می کند و شعرهای خود را همردیف آثار برتولت برشت! می داند. حال نگاهی می اندازیم به فعالیتهای واقعی و ارزشمند شیما کلباسی در عرصه های ادب و حفاظت حقوق بشر! که در سالهای اخیر تنها و تنها به اهانت و هتک حرمت و ترور شخصیت های مختلف و مخالف با روش فکری و سلیقه ای و ایدئولوژی ایشان خلاصه می شود!

 

بخش یک 

 

در جولای سال ۲۰۱۱، شخص ظاهرا مجهول الهویه ای به اسم "سرجوخه گمنام ادبیات" وبلاگی به نام "سرقت شعر" تأسیس کرد که به زعم کودکانه ی خودش از آب گل آلود ماهی بگیرد. این وبلاگ با انگیزه ی تخریب و تخطئه ی اهالی قلم و هتک حرمت آنها به وجود آمده و اتهاماتی را متوجه اشخاصی مثل خانم ها شهرنوش پارسی پور و لاله جوانشیر و ما امضاء کنندگان این یادداشت می کند که هیچ پایه و اساسی ندارد.

 

متأسفیم که نکات زیر را به اطلاعتان می رسانیم اما خود را از نظر اخلاقی موظف به این کار می دانیم تا رفع ابهام شود و بیگناهان در این قضیه به اشتباه محکوم نگردند. قضیه از این قرار است که همزمان شدن تاسیس این وبلاگ و انتشار جوابیه های خانم ها سپیده جدیری و لیلا فرجامی در مورد جایزه ی زنان  خورشید به یکدیگر و همچنین افزوده شدن اسم خانم سپیده جدیری در لیست "تگ" ها سبب شده، برخی به اشتباه بپندارند که صاحب این وبلاگ به نوعی به ماجراهای جایزه ی خورشید مرتبط است که چنین نیست.  هرچند بزعم ما قصد صاحب وبلاگ رد گم کردن، از راهِ القا کردن آگاهانه همین موضوع بوده است. 

 

این وبلاگ فعالیتش را حول دو چیز متمرکز کرده:

 

1. اتهام دزدی ادبی

 

فی المثل شاعران به سرقت از افرادی متهم شده اند که وجود خارجی ندارند (مانند تیم اوونس، پیرس ویل، اویانگ یو)، یا شعرهای ذکر شده اصلا در کتاب آن ها وجود ندارد (مانند "کو اون" که صاحب وبلاگ به اشتباه؟؟؟ او را "کو یون" می نامد). در مواردی دیگر افراد به سرقت از کسانی متهم شده اند که سبک و محتوای آثارشان هیچ شباهت و سنخیتی با یکدیگر ندارد. در مواردی تاریخ سرایش و انتشار آثار فرد متهم، جلوتر از نویسنده ی بزعم صاحب وبلاگ مورد سرقت واقع شده بوده. گاهی هم شاعرانی به دزدی از دیگران متهم شده اند که معلوم نیست وجود خارجی دارند یا نه. مثلا دختر خانم پانزده ساله ای به نام "فاطمه زاهد مقدم" که هر چه در گوگل سرچ کردیم جز دو قطعه کوتاه از ایشان که دست بر قضا؟؟؟ همزمان با تاسیس وبلاگ جعلی سرجوخه گمنام ادبیات در پایگاه اینترنتی شعر نو چاپ شده، مطلب دیگری درباره شان پیدا نکردیم. جالب این که صاحب این وبلاگ خودش، آدرس وبلاگش و اسمش را از وبلاگ نویس دیگری به نام "سرباز گمنام ادبیات" که نویسنده وبلاگ "سرقت ادبی" است اقتباس کرده و بخش اعظم اولین مطلبش را هم از وبلاگ این فرد رونویسی کرده و فقط اسامی را تغییر داده یا جملات را جابجا کرده.

 

2. اتهام تخریب شخصیت

 

طبق اظهارات این وبلاگ نویس، ما امضا کنندگان این یادداشت صفحات مجازی متعددی تحت عناوین جعلی تاسیس کرده ایم تا آبرو و حیثیت شاعران دیگر را بریزیم. فی المثل وبلاگ های "اگر" و "سرقت ادبی" که افرادی ناشناس برای خانم ها جعفری یا کردبچه راه انداخته اند، به دروغ به ما نسبت داده شده اند. در حالی که راه انداختن وبلاگ با اسمی ساختگی برای تولید جعلیات و نشر اکاذیب، کاریست که مدیر بزدل این وبلاگ خودش در حق دیگران کرده!!! همین طور متهم شده ایم که به نام های دروغین "پرستو ارسطو" و "منصور خورشیدی" و "منصوران" برای این و آن پیام می گذاریم. وبلاگ نویس حتی به خودش زحمت نداده این نام ها را در اینترنت سرچ کند که در این صورت می فهمید اینها همه اسامی افرادی حقیقی ست که یا شاعرند یا نویسنده اند و همه هم صاحب چندین و چند کتاب و وبلاگ و سایت شخصی هستند. 

 

هر چند قصد نداریم به پریشان گویی های این فرد بیمار و فرومایه و اتهامات بچه گانه اش پاسخ دهیم که با ادبیاتی نازل و کوچه بازاری و با هدف تخریب وجهه ی افراد به میدان آمده ، وظیفه خود می دانیم هویت اصلی این شخص را که اتفاقا در این کار سابقه ی طولانی دارد اعلام کنیم.

 

مضافا اعلام می کنیم که هرگز جز یک وبلاگ (که چنانچه در زیر ملاحظه خواهید کرد برای اثبات هویت فرد جاعل و صاحب وبلاگ دروغین ثبت کرده ایم) هیچ وبلاگی با نام مستعار در جهت تخریب افراد تاسیس نکرده ایم.

 

بر حسب آمارگیرهای پرشین بلاگ (که صاحب وبلاگ مذکور آن زمان برای عموم به اشتباه باز گذاشته بود و اکنون که خبردار شده به خیال خود آن را بسته است!) به آی پی این فرد از همان ابتدا در وبلاگ خودش یعنی "سرقت شعر" دست پیدا کردیم. به خاطر موقعیت جغرافیایی این آی پی (حومه ی واشنگتن دی سی) و همچنین سابقه ی رفتاری ناهنجار و پر اختلال فردی که آنجا زندگی می کند، به ایشان شک بردیم و در نهایت از طریق دعوت ایشان (از طریق ایمیل) به یک وبلاگ که خود زدیم (این وبلاگ "جهان شعر" نام داشت و تنها ما و ایشان آدرسش را داشتیم) دریافتیم که صاحب این وبلاگ کسی جز شیما کلباسی نمی باشد. لطفا عکسهای زیر را که از آدرس آی پی شناخته شده ی ایشان گرفته شده و در هر دو آمارگیر درج شده ببینید و خود قضاوت کنید!

 

این آی پی اولین آی پی ثبت شده در آمارگیر ایشان بود و ضمنا بالاترین کلیک ها را داشت. در اینجا تصویری از ایجاد وتدوین کردن نوشته های وبلاگ را توسط ایشان می بینیم که نشان می دهد دارنده ی این آی پی مدیر این وبلاگ است. و در اینجا عکس همان آی پی را که از طریق ایمیل وارد وبلاگ جهان شعر شده و در تله افتاده است. 

 

همانطور که می بینید صحت آی پی ایشان صد در صد است و بلا انکار می باشد.خانم شیما کلباسی بعد از اینکه از رو شدن آی پی شان باخبر شدند، برای اینکه دوباره رد گم کنند و وجود آی پی شان را در وبلاگ "سرقت شعر" توجیه نمایند، دست به انتشار توضیحاتی کاذب و شرم آور زده اند گویا با قافله ی کوران طرف می باشند. از جمله اینکه ایشان مانند دیگر نویسندگان مقیم حومه ی واشنگتن دی سی به این وبلاگ دعوت شده اند! یا ادعا کرده اند که افرادی در ایران از افرادی در آمریکا خواسته اند که چون سرعت اینترنت در ایران پایین است، مطالبی که آنها می فرستند را برایشان در آن وبلاگ بگذارند!!! که در این صورت اولا باید به ایشان گفت ما در ایران و یا هیچ جای دیگر دشمنی نداریم که از تخریب وجههء ما چیزی عایدش گردد و دوما باید از ایشان پرسید چرا این "افراد ساکن آمریکا" که چنین ماموریت تخریبی را قبول کرده اند، کامپیوترشان آی پی منزل خانم کلباسی را نشان می دهد؟؟؟ متأسفانه پافشاری خانم کلباسی در جهت سلب مسئولیت از خود و انداختن گناه به گردن دیگران خصلت ناخوشایند دیگری از ایشان را نمایان ساخته ست. باید بگوییم آماری که در دست ماست بسیار معتبرتر و موثق تر از دروغها و افتراهای ایشان است و تنها چند عدد آدم ساده لوح می توانند ادعاهای کودکانه ی ایشان را پذیرا باشند.

 

ما تمامی عکسها و مدارک از بازدیدکنندگان این وبلاگ را از نخستین روز احداث وبلاگ ایشان جمع کرده ایم و تا بحال جز یک نفر (که خود ایشان باشند) هیچ شخص دیگری از واشنگتن دی سی و حومهء آن وارد این وبلاگ نشده است. هیچکس هم جز از این آدرس این وبلاگ را آپدیت و مطالب را حذف یا اضافه نکرده است. در چند روز اخیر با تمامی این احوال و شرایط خواستیم به صورت بسیار خصوصی و شخصی به ایشان بفهمانیم که دکان بی خریدار را تعطیل کنند اما ایشان پس از لو رفتن هویتشان مصرانه کوشیدند بگویند که شیما کلباسی نیستند. آن هم نه از طریق تماس شخصی با ما بلکه با درج مطالب بیشتری علیه مان و انتشار محتوای پیامهای خصوصی ما به ایشان در همان وبلاگ!!!! حال نویسنده ی وبلاگ که خود شیما کلباسی ست با خودش در همان وبلاگ جعلی دیالوگ مسخره ای را اجرا می کند که گواه حال وخیم و آشفته ی وی می باشد.

 

سعی ما هرگز شرمسار کردن ایشان در ملا عام نبود و این جمله ای بود که به خود ایشان در روزهای آغازین کتبا ارسال شده بود اما با ادامه ی درج مطالب جعلی و نادرست درباره افراد تنها راه چاره را عمومی کردن این حقیقت دیدیم. مضافا ایشان در چند روز اخیر هم دومین وبلاگ جعلی خود "وقتی بزدلان شاعر می شوند" را به ثبت رساندند که حاوی یک مطلب از مطالب وبلاگ جعلی نخستشان بود. این هم آیپی خانم شیما کلباسی در حال تدوین نوشته در این دومین وبلاگ جعلی.

 

این هم پیام خانم پارسی پور گرامی که به ما اجازه دادند ایمیلشان را در هرجا می خواهیم بیاوریم. چند خطی از ایمیل ایشان در مورد رفتار خانم کلباسی

 

"به هرحال خانم کلباسی زحمت زیادی کشیده است که مشهور بشود و نشده است. حالا می خواهد سوار شهرت من و شما بشود. این اولین و آخرین باری ست که درباره ایشان حرف می زنم و اگر زمین و آسمان را هم یکی کند دیگر سکوت خواهم کرد. شما مختارید که این ای میل را هرجا دلتان خواست چاپ بکنید"

 

جالب اینکه خانم شیما کلباسی پس از افتادن تشت رسوایی شان از بام عوض پشیمانی و عذرخواهی دست به شایعه سازی و لجن پراکنی های بیشتری درباره ما زده اند. این خانم از جمله در نامه ای اهانت آمیز به خانم شهرنوش پارسی پور با وقاحت حیرت برانگیزی مدعی شده اند ما خود مسئول وبلاگ های کذایی هستیم. حالا چرا دو نفر باید بیایند در نفی و تخریب خودشان وبلاگ  بزنند و جنگ اعصاب راه بیندازند، پرسشی است که فقط مغز بیمار و توطئه چین ایشان از پس پاسخ گویی اش برمی آید. و صد البته پرسش مطروحه قبلی هم به قوت خود باقی ست: سرکار خانم کلباسی اگر مدیر آن وبلاگ ها ماییم، از چه رو آی پی کسی که نوشته های آن را تدوین و منتشر نموده، آی پی منزل شما در واشنگتن دی سی ست؟  

 

خانم شیما کلباسی باید بدانند که با قانون دولت آمریکا و سوئد طرفند که افراد جاعل و بی اخلاق را مجازات می کند. خوشبختانه ما همسنگ ایشان نیستیم چرا که اگر اینطور بود مثل ایشان دست به فحاشی و تولید جعلیات می زدیم.

 

ما امضاکنندگان این یادداشت رسما اعلام می داریم سالهاست که با خانم کلباسی کوچکترین تماسی نداشته ایم و در گذشته هم تنها ارتباطی محدود از طریق چند ایمیل و یکی دو مکالمه ی تلفنی داشتیم. آن زمان هم هیچ گونه رابطه ی دوستی با ایشان نداشتیم و تنها ارتباطمان یک آشنایی فرهنگی/ادبی بود که به مرور همان ارتباط نیز قطع شد یا پس از بروز انگاره های ناهنجار رفتاری از ایشان همان تماس اندک را هم قطع کردیم. حالا چه شده که ایشان پس از گذشت تمامی این سالها ناگهان به یاد ما افتاده اند خود پرسش مطرحی ست و گویا احداث پادکست شعروفون و همکاری ما دو شاعر زن با هم چنین انگیزه ی رفتاری بدخیم را در ایشان ایجاد کرده است.

 

همچنین تاکید می کنیم که مطالب وبلاگهای جعلی خانم شیما کلباسی و همچنین مطالب ایشان در وبلاگ رسمی شان به نام زن ایرانی در افترا به اهالی قلم و کنش گران اجتماعی/سیاسی و داستان بافی های نامستند و بی پایه شان همه و همه کذب محض است و آنچه در مورد هر نویسنده و شاعر و خلاصه اهل قلمی عنوان داشته اند و یا خواهند داشت ذره ای حقیقت را دارا نبوده و نیست و نخواهد بود.

 

با مهر و احترام

 

لیلا فرجامی و مانا آقایی

 

 

 

بخش دو 

 

پاسخ لیلا فرجامی به اتهامات شیما کلباسی:

 

همانطور که رسما در یادداشت فوق اعلام شد نه بنده و نه دوست عزیزم مانا آقایی کوچکترین ارتباطی با خانم شیما کلباسی در سالهای اخیر نداشته ایم و ایشان هم هرگز در گذشته دوست یا همکار ما نبوده اند. 

 

نه تنها به عنوان یک روان درمانگر که حتی به عنوان فردی عادی می توان به سادگی تشخیص داد که خانم شیما کلباسی از اختلالات حاد روانی و شخصیتی رنج می برد و برای همین مداهنه یا بحث با چنین فردی آب در هاون کوبیدن است. در ثانی خانم کلباسی را نه به عنوان یک شاعر یا مترجم یا هر سمت دیگری هرگز به رسمیت نمی شناسم و نشناخته ام که بخواهم جوابگوی اتهامات واهی ایشان و دروغهای حقیرشان باشم.

 

خانم شیما کلباسی سالیان متمادی ست که از روی بغض و کین و حسد به بسیاری از زنان فعال حقوق بشر و ادبی انگ زده و اهانت می کند: نیکی اخوان، نازلی کامواری، زیبا کرباسی، ملیحه تیره گل، سیما شاخساری، آناهید حجتی، سودابه اردوان، لیلا فرجامی، مانا آقایی، شهرنوش پارسی پور، آزاده معاونی، لاله جوانشیر، شیرین عبادی، وووو....وبلاگ رسمی ایشان سراسر ناسزا و دشنام به افرادی ست که گفتار و رفتار قبیح ایشان را از روی بزرگواری یا ترحم نادیده گرفتند. بنابراین انگاره ی رفتاری ایشان که بازتاب آشفتگی ها و آسیبهای شدید روانی ست بر بسیاری آشکار است. هیچ شخص دیگری در تمامی سالهای فعالیت ادبی هم خود من و هم دیگر شاعران و نویسندگان زن جز خانم شیما کلباسی این رویه ی بیمار و مغرضانه و آلوده را بروز نداده ست.

 

اگر خانم شیما کلباسی یک کتاب هزار جلدی هم در مورد بنده بنویسد باید بگویم که همانگونه که تا این لحظه با خود ایشان وارد هیچ جدل لفظی نشده ام، هرگز به ایشان که همسطح خود نمی شمارم و لایق توجه نمی دانم، اعتنایی نخواهم داشت.

 

امید میرود که نزدیکان دلسوز ایشان حتما اقدامی جهت بهبود احوالات وی کرده و چند صباحی او را از پشت کامپیوتر خانگی به یک سازمان درمانی منتقل کنند.

 

 

 

*******

 

بخش سه

 

 در زیر نظر شما عزیزان را به پاره ای از افاضات فاضلانه ی شیما کلباسی یا همان نابغه ی دوران، که با نثری کاملا بی عیب و ایراد نگاشته شده!!! جلب می کنیم.

 

 جایگاه و رتبه ی شیما کلباسی هم به عنوان مدافع حقوق بشر (که لقبی خود-داده می باشد) و هم نویسنده از چند فراز زیر به قلم خودش معلوم و مسلم است و خوشبختانه نیازمند هیچگونه توضیح نمی باشد. این نوشته ها همه برگرفته از وبلاگی جعلی به نام "سرقت شعر" می باشد که ایشان فراهم کرده بود و بعد از افشاگری ما درش را تخته کرد. اما ما تمامی مطالب این وبلاگ و آمارگیرش را نسخه برداری کردیم که در پایین برای شما آورده ایم:

 

 

 

"با  خلاقیتی که در اشعار خانم فرجامی و خانم آقایی می بینیم لابد آقای مهدی سهیلی هم حق داشت بگوید وظیفه ی شعر نه تغییر جهان بلکه  قرائت منظوم کلمات صیغه ی زنان بیوه است! بس کنید! والله زشت است ما برای شما از مقوله ی هنر متعهد صحبت کنیم.  این چه بلایی ست گریبان دوستان شاعر را گرفته که باید همواره اظهار فضل نمایند و ایضاً در این میان کلوخی هم به سوی شعر نو پرتاب کنند. نکند بعضی شاعران به امید برخی جوایز هر محملی را در حوزه ی شعری ما وارد می کنند و خیالات برشان داشته است که شاید بتوان بر درخت افتاده شعر چند ضربه تبری اضافه تر وارد کنند آن هم بدین شیوه ی موهن!" شیما کلباسی

 


 

"این روزها که بازار فیلم و ادبیات جهانی داغ نوشته های خانم شهرنوش پارسی پور هست بد نیست سرقت های ایشان بررسی شوند. بعد به این سوال می پردازیم که آیا چنین سرقت هایی ضربه ای بزرگ بر پیکر نحیف و بی جان ادبیات این سرزمین نیست؟ در صورتی که صورت مسئله را پاک کنیم آیا بطور کلی هنر یک نگاه انسانی نیست به خصوص ادبیات که جایگاه ویژه ای در این سرزمین دارد و چرا خانم شهرنوش پارسی پور که اینجا و آنجا قرائت و نگرش مثبتی هم از اشعار نازل خانم لیلا فرجامی ارائه داده اند به تحمیق خواننده خود پرداخته اند."شیما کلباسی

 

 

 

حال خواهشمندیم به نمونه هایی از سرقت های خانم پارسی پور از نویسندگان جهان دقت کنید: کتاب "طوبا و معنای شب" رونوشتی از داستان های مجموعه "دریای گوهر" جلد دوم و ترجمه های دکتر مهدی حمیدی از این نویسندگان جهان است. دو نمونه از این داستانها "لیلا دختر ایرانی" به قلم آناتول فرانس و "پرده قلابدوزی" نوشته تئوفیل گوتیه را بخوانید و قضاوت کنید. همانطور که تجربه نشان داده هر شاعر و نویسنده ای می تواند تحت تاثیر کتاب و شعر دلخواه شعر بسراید و بنویسد و شاید عواملی دیگری چون خلاقیت و مسائل عدیده ای نیز می تواند تاثیرگذار باشد. در این میان آنهایی که از دیگران سرقت ادبی می کنند را چگونه می توانیم خلاق بدانیم؟ تجربه نشان داده غربال ادبیات بسیار بی رحم است از این رو شائبه هایی نظیر این اتفاق از چشم مخاطبان آگاه دور نمانده و نخواهد ماند." شیما کلباسی

 

 

 

"حرص توجه و شهرت عنوان یکی دیگر از تازه تاسیسات و تهدیدات خانم لیلا فرجامی است که در پیامهای خصوصیشان به ما اطلاع دادند. این یک رویکرد هوشمند ادبی تلفیقی از دوعنصر سخت و نرم با در نظرگرفتن فرصت ها و شرایط حاکم بر مناسبات و تحولات است. البته طبق پیمایش‌های کشوری متاسفانه روند سرقت ادبی رو به افزایش است. در این نابسامانی شعر و ادب،  نابهنجاری ها و رفتارهای اخلال گرانه و بازی های خود محور و پر شمارنخبه گان از جمله خانم لیلا فرجامی در صحنه ادبیات طنین خوشایندی ندارند و لازم به یادآوری روزانه اند، گرچه رونویسی های ادبی ایشان پیش از ما توسط  دیگران از جمله آقای هومن عزیزی بررسی شده اند!! رونویسی های ادبی هویت مستقل آفریننده را منکر می شود و امروز همین یکی از عمده ترین ریشه های یأس ادبی، عدم تجانس و ناسازگاری سنت شعر گویی است. به طور نمونه در شعربافی های خانم لیلا فرجامی می بینیم ما خواننده  چیستان و معما شده ایم! شعر و ادب فارسی محلی برای روییدن علف های هرز، حرص شهرت و مضامین نامرتبط  بدون اندک پندی، تعلیمی یا حتی کمی نقش دستوری شده اند. درک مقولاتی مانند زبان ادبی و دغدغه ی شعر دارای اهمیت است و همین طور نحوه ی شکل گرفتن الگوهای قالب در تعریف لایه های مختلف زبانی و عبور کردن از آن ها یا گسستن روش، از جمله مواردی است که ما را با حذف میانجی هایی مانند همبستگی های محتوایی و شیوه های متعهدانه ی جنبه ها ی پر اهمیت در ساخت شعر وارد می سازد. شاعرانی مانند خانم لیلا فرجامی واژه ها را لاک پشت وار در ترکیب و فرم های کوتاه  تکرار می کنند. رسایی گفتار یکی از ملاک های بنیادی شعر فارسی است. اما ازاین سخن بگذریم تا وقت دگر!"شیما کلباسی

 

 

 

"هویت مستقل شعر فارسی به بیان تحکمی یا نازلی تبدیل شده که نه توازن تصویری و نه مضمون حساب شده ای را در بر می گیرد. از آنجا که در شیوه جدید و شاعران پس از نیما شعر فارسی پی گیر ویژگی های دیگری شده می بینیم زمینه محتوی و اندیشه و پیوندهای درونی وضعیت تازه ای را می طلبند. در شعر پیروان مکتب فروغیسم یا رونویسان سپهری و شاملو خواننده از ابتدا خود را با حقیقتی تلخ روبرو می بیند و آن فاصله تفکر و بیان از شعر فارسی است. ادبیات فارسی بلوغ و آشنایی می خواهد، آشنایی با کلمه، فهم عمیق و دریافت دقیق شعری و ما می خواهیم بدانیم تا چه حد شکستن اوزان به شعر فارسی کمک کرده که امروز بر خلاف گذشته سرقت شعر به این آسانی امکان پذیر شده است. بهترین سیاست برای نابودی یک بخش از میراث ادبی ما که همان شعرفارسی است رها کردن آن به حال خود است. رها  کردن به حال خود یا میدان دادن به نخبه گان سارق که  مایه‌ تخریب تدریجی و فراموشی شعر فارسی خواهند شد! آنچه ما در پی آنیم و دلسوز آن، شعر فارسی است. از خواننده هم انتظار می رود کرداری باخردانه پیش بگیرید تا آغازی برای سرافرازی بجای سرافکندگی کنونی شود. ما در اینجا بحث باستانشناسی نمی کنیم!" شیما کلباسی

 

 

 

"خانمی پیامی گذاشته اند و بد نیست بخشی از آن نوشته را در اینجا بیاوریم "شاعر یا نویسندۀ جوان از خواندن اینجا خواهد آموخت؟ شاعر یا نویسنده ای نام آشنا را خُرد خواهدکرد". در جواب تعدادی از نامهای جعلی دو خانم شاعر نام آشنا را میاوریم که برای ثبت نظرات بزدلانه، ناعادلانه و "سرکوب و سرزنش شاعران جوان و مترجمان" استفاده می کنند: منصور خورشیدی، پرستو ارسطو، نوید، آرمین و غیره با آی پی های دو شهر ثابت در نروژ (وسط هفته) و سوئد (آخر هفته) و ارواین (صبح زود یا شبها به وقت کالیفرنیا). اگر برای شعر دل می سوزانیم برای شعر همه دل بسوزانیم. ........ ما به دنبال یک افشاگری بی سابقه در مورد هاچ، پرین، پدرپسر شجاع و میگ میگ نیستیم!" شیما کلباسی

 

 

 

*********

 

 

 

بخش چهار

 

نمونه ای از فعالیت های حقوق بشری و ادبی خانم شیما کلباسی:

 

 

 

خانم کلباسی در این نوشته تریتا پارسی و همسرش را به دیدن فیلمهای پورن محکوم میکند!

 

در بالا شیما کلباسی تریتا پارسی و همسرش را به دیدن فیلمهای پورن/سکسی محکوم می کند! و می فرماید که همسر تریتا پارسی سینه های مصنوعی دارد! (نمی دانیم این به چه کسی مربوط است این گفتار زشت و مبتذل چه ربطی به دفاع از حقوق بشر دارد!؟)

 

 

 

 

در بالا هم شمه ای از ادبیات خانم شیما کلباسی را می بینیم. علیرغم اینکه حسین درخشان که بوده و که هست، آیا هیچ فردی لایق چنین کلامی می باشد؟ آیا چنین کلامی اهانتی بیجا به فردی نیست که تنها مخالف عقاید شخصی ایشان است؟

 

 

 

 

اینجا انگ زدن مسلم خانم شیما کلباسی را به یکی دیگر از اهالی قلم و نقض حریم خصوصی این شخص می بینیم.

 

 

 

 

نمونه ای دیگر از کلام گهربار خانم شیما کلباسی

 

 

 

 

در بالا لینکهایی که خانم شیما کلباسی به دو وبلاگ داده است،‌‌ لینک وبلاگهای دو کنشگر اجتماعی و فعال حقوق زنان سیما شاخساری و نازلی کامواری ست. در بالا شیما کلباسی این دو را به استعمال مواد مخدر متهم کرده است! حتما این هم نوع دیگری از فعالیتهای حقوق بشری و کنشگری های اجتماعی شیما کلباسی ست!

 

 

 

 

 

 

در متن بالا شیما کلباسی به طور غیر مستقیم اما آشکار خانمها سیما شاخساری و نازلی کامواری را به خودفروشی متهم کرده و حرفهای زشتی به آنها زده است! من جمله ضد-کلیمی بودن، سرکوب دیگران، فحاشی و غیره....جالب است که ایشان خود را تنها به خاطر تفاوت عقیدتی با افراد مجاز می دانند که هر چه افترا و انگ است به آنها بزنند.

 

 

 

 

 

 

در متن بالاحسد و بغض به خانم کلباسی اجازه داده تا در مورد زندگی خصوصی خانم نیکی اخوان و همسر وی که یکی از فعالان حقوق بشر و جنگ زدگان عراقی ست حرفهای قبیحی بزند.

 

در پایین هم خانم شیما کلباسی به ملیحه تیره گل شاعر و نویسنده و محقق تاخته است. نمونه های بسیار دیگری را در آرشیو داریم که حتما اینجا جای خواهیم داد. مضافا شیما کلباسی یادداشت های بسیاری از همین دست در وبلاگش چاپ کرده بود که به مرور زمان و احتمالا به خاطر هراس از پیگرد قانونی حذف کرده است. 

 

همانطور که متذکر شدیم نمونه های عدیده ی دیگری در دست است که آوردن همه در اینجا نه در حوصله ی ما می گنجد و احتمالا نه در حوصله ی خوانندگان شریف.      امید داریم که دوستان خود مطالعه و جستجوی بیشتری در مورد انگاره های رفتاری ناسالم خانم شیما کلباسی به عمل بیاورند تا خود سره را از ناسره تشخیص دهند.         تا به امروز، افراد بسیاری با ما تماس گرفته اند و اعلام نارضایتی از اعمال مکرر خانم شیما کلباسی کرده اند. تا جایی هم که می دانیم چندی که توسط ایشان برچسب جاسوسی! خورده بودند مطالب زیادی را علیه ایشان (از نوشته و عکسها و افتراهای این خانم) جمع آوری کرده اند و وکیل گرفته اند و پیگردی قانونی را به اجرا گذاشته اند. برای این دوستان آرزوی توفیق در کسب عدالت داریم.                              با احترام و تا وقتی دیگر